ابراهيم عاملي ( موثق )

420

تفسير عاملي ( فارسي )

كه ايشان در اين معنى چيزى گفتندى بر ايشان انكار كردى و معاونت و يارى نكردى ايشان را به آن و مفارقت كردى از ايشان چون اين آيه آمد پيش رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه خداى داند كه هرگه آيتى آمدى در شأن منافقان من دانستمى كه من از آن جمله‌ام پوست من بر تن من بلرزيدى و دل من از جاى شدى ، بار خدايا ايمان آوردم ايمان درست بار خدايا وفات من قتل كن در سبيل تو بر شهادت چنان كه كس نگويد : منش شستم و منش كفن كردم و منش دفن كردم . روز يمامه اش بكشتند ، چندانكه جستند او را نيافتند . مجمع : به اين جمله خبر ميدهد : اگر خداوند ببخشد آنها را كه توبه كرده‌اند البتّه گرفتار مىكند آنها را كه توبه نكرده‌اند . و مقصود از كلمه ى طائفه در اين آيه يك نفر است و نظير هم دارد كه در قرآن استعمال شده است مثل « وَلْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » يعنى بايد يك دسته مؤمن براى مجازات آن دو مجرم و بزهكار حاضر شوند . و از امامهاى ما روايت است كه حضور يك نفر كافى است ، و عاصم « نعف و نعذّب » با نون خوانده است و « طائفة » را با نصب و ديگر قاريها « تعف » و « تعذّب » با ضمّ ياء و تاء و فتح فاء به صيغه ى مجهول و « طائفة » با رفع خوانده اند تا مجهول معنى شود يعنى اگر يك دسته بخشيده شد دسته ى ديگر گرفتار خواهد شد . « كانُوا مُجْرِمِينَ » 67 روح البيان : اظهار لطف و رحمت بىسبب ممكن باشد ولى اظهار قهر و جدائى البتّه بواسطه ى جرم مجرم است . و در مثنوى است : چونكه بد كردى ز بد ايمن مباش زان كه تخم است و بروياند خداش چند گاهى او بپوشاند كه تا آيدت زان بد پشيمان و حيا بارها پوشيد پى اظهار فضل باز گيرد از پى اظهار عدل تا كه اين هر دو صفت ظاهر شود آن مبشّر گردد اين منذر شود و در حديث است : رحم كنيد به آنكه ميان مردم عزيز بوده است و ذليل شده است ، و آنكه در دسته و طائفه ى خود غنى بوده است و فقير شده است . و آنكه